چه می شد اندکی در آمدن تعجیل می کردی
هوای مهربانی را شبی تعدیل می کردی
و آن شب چون نسیم صبح گاهی بر سر راهت
بهار خنده هایت را نثار ایل می کردی
اگر می آمدی با آن بیان روشن چشمت
برایم عاشقی را بی گمان تحلیل می کردی
به پاس اشکمان یا دسته کم دل گرمی باران
از این چشمان خیس منتظر تجلیل می کردی
خدا رحمت کند این آرزوها را، نمی مردند
اگر تو اندکی در آمدن تعجیل می کردی