داخلی     يادداشت     هنر و رسانه
تو بگو
  تو بگو که بهتر از هر کس می توانی با سخن گفتن، گره از کار فرو بسته بشر بگشایی.
گزارشگر : هدایت هنرمند
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۱۸
کد مطلب : 33455
تو بگو
تیک و تاک ساعت ها غوغایی به پا کرده اند که نمی توان دیگر آن ها را خاموش و آرام کرد و به سکوت وا داشت و ما با این تیک تاک های بی قراری چه کنیم،
ما با این قلب هایی که نا منظم می زنند و از غم هجران تو به این روز افتاده اند، چه کنیم؟ ما با این خاطرات تلخ که نوشتنش رنج آور است و ننوشتنش، عذاب آور، چه کنیم؟ 

ما با تاریخ چه کنیم؟ تاریخی که ما را غمگین می کند، تاریخی که ما را از فردای ما می ترساند، ما با این رنگ های هول ناکی که در تاریخ ثبت شده است، چه کنیم؟ ما چه کنیم با خود تنهای مان که در میان انبوه ای از انسان های تنها آرامیده ایم، ولی آرام نگرفته ایم؟ 

ما چه کنیم و تنها تو می توانی بگویی که ما چه کنیم و به کدام دریچه، دل مان را بیاویزیم و از کدام سو، به استقبال بهار برویم 

و تنها تو می توانی بگویی که عادلانه زیستن چگونه است و چه لذتی دارد بدون تبعیض زندگی کردن و چگونه می توان بهای جان آدمی زاد را ارتقا داد و ارزان نفروشیم جان مان را در این سرایی که جان آدمیزاد روز به روز ارزان می شود. 

بگو که ما سراپا گوشم و جز شنیدن راهی نداریم و تو باید بگویی تا ما بشنویم که دیگر نمی خواهیم از زبان دیگران بشنویم عدالت چیست و عادلانه زیستن چگونه ممکن است. 

می خواهیم از زبان تو بشنویم که کی به مقصد می رسیم و کی می توانیم خودمان را آزاد ساریم از این بندهایی که هر روز نو می شود و همه جان مان را پوشانده اند. 

تو بگو که دیگر این همه سکوت بس است. ما دیگر تحمل این همه سکوت را نداریم، وقتی می بینیم غوغاسالاران غوغایی به پا کردند که شنیدنش ممکن نیست. تو بگو که بهتر از هر کس می توانی با سخن گفتن، گره از کار فرو بسته بشر بگشایی.