به گزارش آینده روشن، به نقل از ایکنا، مرتضی غفاری در اين وبلاگ مینويسد: حضرت بقيةالله ارواحنا فداه تا به حال سه نوع زندگی كردهاند؛ در زمان پدر بزرگوارش بود كه از روز تولد يعنی نيمه شعبان سال 255 تا زمان وفات پدرش يعنی اول ربيع الاول سال 260 هجری ميان مردم بود و همه او را میديدند و اين كه در بعضی از روايات دارد كه آن حضرت را عدهای ديدهاند به علت اختفای آن حضرت نبوده، بلكه به علت آن كه خود حضرت عسكری(ع) تحت نظر بودهاند و كسی آن حضرت را ملاقات نمیكرده بوده است و علاوه بر اين چون حكومت وقت از كتابهای تاريخ و روايات شنيده بود كه فرزند حضرت عسكری(ع) مصلح جهانی است و اوست كه تاج و تخت سلاطين غاصب جهان را سرنگون میكند، ممكن بود كه اگر آن حضرت را ببينند بكشند، لذا حضرت عسكری(ع) زياد آن حضرت را در معرض ديد مردم قرار نمیداد.
وی تصريح كرد: وفات پدرش تا زمان فوت نایب چهارم (ابوالحسن علی بن محمد سمری) يعنی نيمه شعبان سال 329 درست 69 سال، اگر چه آن حضرت باز هم ميان مردم زندگی میكرده، ولی او را نمیشناختند و تنها به وسيله نایبهايش با مردم در ارتباط بوده، معجزات و خوارق عادات به وسيله آنها انجام میداده و سؤالات مردم را پاسخ میفرمود تا آن كه در تاريخ 329 هجری قمری، روز نيمه شعبان حضرت علی بن محمد سمری از دنيا رفت و دستور داشت كه ديگر وكيلی برای حضرت معرفی نكند و لذا از آن به بعد قسمت سوم از زندگی آن حضرت يعنی غيبت كبری شروع شده و معنی غيبت كبری اين است كه ديگر نبايد كسی ادعا كند كه بين آن حضرت و مردم واسطه است.
نويسنده وبلاگ «منتظر» در ادامه میافزايد: شيعيان عادت كرده بودند كه در زمان حضور امام(ع) مسایل و احكام و معارف خود را در محضر امام(ع) سؤال كنند و كمتر به نوّاب امام(ع) مراجعه میكردند مثلاً در زمان امام هادی و امام عسكری(ع) اكثراً در اختلافات علمی خود به امامان زمان خود مراحعه می كردند و از آنها مشكلات خود را پرسش میكردند و به همين جهت دَرِ اجتهاد به روی آنها بسته بود، يعنی هم لازم نبود آنها مجتهد شوند و هم وجود امام(ع) و نصّ در مقابل وجود داشت. بنابراين اگر غيبت كبری دفعتاً انجام میشد چون مردم مسلمان احكام و معارف خود را سر و سامانی نداده بودند، دوره فقه را تدوين نكرده بودند، نمیتوانستند زندگی اسلامی خود را به طور صحيح ادامه دهند.
وی در پايان مینويسد: با غيبت صغری كه هم امام(ع) در دسترس باشد و هر كسی نتواند با آن حضرت تماس بگيرد، علمای شيعه به فكر جمعآوری روايات افتادند و دوره فقه و اصول را تدوين كردند. از جمله كتاب «اصول و فروع كافی» نوشته شد، «كتاب من لا يحضره الفقيه» و دهها كتاب فقهی و اجتهادی در اصول و فروع احكام تدوين شد و هر كجا هم كه در مسألهای علما نمیتوانستند آن را كاملاً استنباط كنند از وكلای آن حضرت سؤال میكردند و آنها از امام(ع) میپرسيدند و آن حضرت جواب میفرمود و شيعيان به وظايف خود عمل میكردند و به اين وسيله برای غيبت كبری آماده میشدند.
نشانی وبلاگ منتظر nekooh.parsiblog.com است.