دكتر سيد يحيي يثربي استاد فلسفه و عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در مناظره اي با دكتر نصرالله حكمت، استاد فلسفه و عضو هيئت علمی دانشگاه شهيد بهشتی با عنوان عرفان ابن عربی و انسان معاصر گفت: برای دين دو راه داريم، راه عقلانی و راه غيرعقلانی و خرافی. اگر راه دوم را انتخاب كنيم، در اين راه تفاهم حاصل نخواهد شد، در اين صورت مجبوريم بگوييم هر كه به هر نتيجهای در ديانت خود رسيد، حق است؛ اما من چنين چیزی نمیگويم. اسلام راه دوم را پيش نهاد نكرده است. اسلام هيچ گاه نگفته كه مرتاض شويد. اسلام گفته: «قد تبين الرشد من الغی».
دكتر يثربی افزود: دين بايد بتواند پاسخگو باشد. دين حقيقی غيرعقلانی نيست. من جايی گفتم كه دست ملحدين غربی را میبوسم چرا كه دينی را كه به خرافه كشيده شده، طرد كردند. آن ها دين منسوخ را كنار گداشتند. شايد ۱۰ قرن ديگر اولين مومنين همين اروپاييان باشند. چنانكه روايت هم داريم كه در آخر الزمان آفتاب از غرب طلوع میكند.
دكتر يثربی در پاسخ به اين سخن دكتر حكمت كه اگر عرفان را با ملاك عقل و علم طرد كنيم، دين هم طرد خواهد شد، گفت: دين با عرفان يكی نيست. دين بايد با عقل فهميده شود. دين نبايد خرافه باشد.
دكتر يثربی با اشاره به غيرعقلانی بودن بسياری از تعاليم عرفانی و شخصی بودن آن ها گفت: در جهان امروز نمیتوان بدون عقلانيت زندگی كرد؛ چون بدون عقلانيت نمیتوان به تفاهم رسيد. انسان معاصر به وسيله عقلانيت و علمی كه در آن تفاهم ممكن است، به اين همه پيشرفت دست يافته و عقل و هوش اين همه روشنايی برای بشر فراهم آورده است. بشر به وسيله عقل خود را به هواپيما سواری رسانده است.
وی در ادامه گفت: انسانها در مسائل احساسی به تفاهم نمیرسند، در ثانی انسانها هر چقدر وقت خود را صرف حوزه عرفان كنند؛ چيزی حاصل نمیكنند. از اين رو ترويج اين عرفان را به صلاح زندگی دنيوی و اخروی انسان معاصر نمیدانم.
در ادامه دكتر نصرالله حكمت در پاسخ به دكتر يثربی با نقد نظریات وی گفت: شايد الان ما سوار هواپيما میشويم و سرعت نقل و انتقالهايمان زياد شده، ولی ما به كجا می خواهيم برويم؟ عرفان میخواهد اين مقصد را برای ما روشن كند تا مقصد روشن نباشد، تند و كند رفتن معنا ندارد. اگر مقصد سقوط باشد، چه بهتر كه ما كندتر حركت كنيم.
وی در ادامه افزود: اگر ما در انتخاب راهمان سهيم نباشيم، چه بهتر كه كندتر برويم. بشر امروز ديگر زمامش دست خودش نيست. امروز همين پيشرفتهای علمی بشر باعث شده اين همه سلاحهای كشتار جمعی ايجاد شود. مگر در جنگهای قديم چند نفر كشته میشدند. حال مقايسه كنيد با جنگهای امروز.
حكمت در ادامه گفت: عرفان ابن عربی مقصد را به او معرفی میكند. خدا را معرفی میكند. بهتر است آنچه از قدما به ما رسيده را متهم به خيالبافی نكنيم و اگر اين خيال بافی است، من آن را بر سقوط ترجيح میدهم. در ضمن اگر هر آنچه عقلانی و علمی است، اعتبار دارد؛ خود دين هم زير سئوال میرود.
دكتر يثربی در پاسخ گفت: شما از سقوط گفتید، بايد ببنيم سقوط كجاست و كجا بوده. گويی ما گذشته خود را فراموش كرديم. حمله محمود افغان به اصفهان را فراموش كرديم، زمانی را كه مردم از نداشتن آذوقه پوست درختتان را هم كنده بودند. محمود كه ادعا می کرد مسلمان است، زنان شهر را به سربازانش حلال كرد و بچههای قرآن به دست را كشت؛ اما امروز اگر سربازی مريكايی جايی غلطی كند، در تمام دنيا رسوا میشود.
میگوييد سرعت مهم نيست، چرا سرعت مهم نيست؟ با همين سرعت برای خشكسالی ۷ سال پيش تدبير حاصل شد و گرنه نصف جمعيت از بين میرفت.
دكتر يثربی در ادامه افزود: ما گاهی فكر میكنيم حقوق بشر يعنی ستايش شاعرانه از بشر، در حالی كه چنين نيست. متأسفانه ما هنوز معنای حقوق بشر را نمیدانيم.
دكتر حكمت در ادامه بحث درباره بحث عقل در عرفان عربی و قرآن گفت: واژه عقل در قرآن به صورت اسمی نيامده است بلكه به صورت فعلی آمده است.
اين به اين معناست كه عقل در زمان معنی میدهد. در قرآن يعقلون داريم، اما قلب به صورت اسم آمده؛ چرا كه قلب ورای زبان است و حقانيت ورای تاريخ است. اين عربی منطق عقل را نفی نمیكند ولی به منطق قلب نيز در حوزه خود تأكيد میكند.
دكتر حكمت افزود: مطلب ديگری كه ابن عربی آن را طرح و از آن دفاع میكند، اين است كه علم تابع معلوم است. معلوم هر حكمی داشته باشد، به علم هم سرايت میكند. اگر معلوم فانی باشد؛ علم هم فانی خواهد بود، يعنی ابطال پذير خواهد بود. علم تابع معلوم است، اما حكمت اين چنين نيست. حكمت تابع معلوم نيست و از نظر ابن عربی تفاوت علم با حكمت همين است. به تعبير ابن عربی حكمت علم به جايگاه وجودی موجودات است حكمت به ما میگويد جايگاه وجودی لايه ازن و درياها كجاست و اگر ما اين حكمت را داشتيم اقدام به نابودی آنها نمیكرديم.
دكتر حكمت در ادامه گفت: آيا دين عقلانی است؟ پيامبر ما گفت: «ربنا اننا سمعنا منادی ينادی للايمان قالوسمعنا» ما گفتيم «سمعنا» اين ايمان است. يعنی با قلب ايمان آورديم، نه اين كه تعقل كرديم. سمع است نه تعقل. تعقل موخر از سمع است.
دكتر يثربی در ادامه اين مناظره گفت: من با عرفان هنوز سر و كار دارم. میگويم اين راه جنبه شخصی دارد، من مثل خيلی از افراطيونِ متشرع نيستم كه بگويم اگر فلان جمله ابن عربی را قبول كنی، كافری. فقط میگويم پرداختن به اين راه حاصلی بر ايمان ندارد. من با عرفان زندگی میكنم. احساس در زندگی لازم است، ولی در عرفان اتفاق آرا حاصل نمیشود.