داخلی     مقاله     انديشه
بيت الاحزان، حقيقتي فراموش ناشدني
  در اين مقاله برآنيم، محل واقعي و تاريخ ساختمان بيت الاحزان را، تا آنجا كه از كتب حديث و تاريخ به دست مي‌آيد و گفتار كساني را كه در طول تاريخ و از قرن اول تا دوران تخريب، از نزديك اين بيت حزن را زيارت كرده و شاهد ساختمان آن بوده اند، در اختيار خواننده ارجمند قرار دهيم، تا معلوم شود كه بيت الأحزان يك واقعيت غير قابل انكار و يك حقيقت فراموش نشدني است.
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۳
کد مطلب : 33994
بيت الاحزان، حقيقتي فراموش ناشدني
چكيده
پرسمان هر زائر شيعي، از هر نقطه دنيا كه وارد مدينه منوره مي‌گردد، پس از زيارتِ قبر مطهر حضرت رسول(ص) و اقامه نماز در مسجد آن حضرت و پس از زيارت قبور پاك ائمه بقيع(عليهم السلام) و ساير قبور متعلق به اقوام و عشيره پيامبر اكرم(ص) عازم زيارت بيت الاحزان مي‌شود، به اين اميد كه اگر به قبر مطهر زهراي مرضيه(س) دسترسي ندارد، آن حضرت را در محل ديگري كه به وي منتسب است زيارت كند و اگر نمي‌تواند كه صورت خود را به خاك قبر يگانه يادگار رسول خدا بگذارد و ضريح مقدس آن حضرت را با اشك ديده بشويد، حداقل در جايگاهي كه دخت گرامي پيامبر(ص) پس از رحلت پدر بزرگوارش و در ايام آخر عمرش، هر روز چند ساعت از وقت خويش را در آنجا به عبادت و گريه و ناله سپري نمود، نماز بخواند و به ياد اشك‌هاي آن حضرت اشك بريزد. اما اينك نه از چنين محلي خبري هست و نه از بيت الأحزان در بقيع، اثري. آيا اصلاً بيت الاحزان در حقيقت وجود دارد يا يك موضوع موهوم و خيالي بوده و به جز در لسان بعضي از خطبا و گويندگان وجود خارجي نداشته است؟! در اين مقاله برآنيم، محل واقعي و تاريخ ساختمان بيت الاحزان را، تا آنجا كه از كتب حديث و تاريخ به دست مي‌آيد و گفتار كساني را كه در طول تاريخ و از قرن اول تا دوران تخريب، از نزديك اين بيت حزن را زيارت كرده و شاهد ساختمان آن بوده اند، در اختيار خواننده ارجمند قرار دهيم، تا معلوم شود كه بيت الأحزان يك واقعيت غير قابل انكار و يك حقيقت فراموش نشدني است؛ اگر چه ساختمان آن ويران گرديده و امروزه درگوشه بقيع، ديگر از بيت الاحزان اثري باقي نمانده است. منابع حديثي و تاريخي متقن از محدثان، مورخان، نويسندگان معروف و دانشمندان مشهور از شيعه و اهل سنت، در طول تاريخ آن را تأييد و تثبيت نموده‌اند، كه اينك نمونه‌هايي از روايات و اعتراف مورخان را از نظر خوانندگان مي‌گذرانيم.

بيت الاحزان در منابع حديثي
از جمله منابع حديثي كه در آن از انگيزه به وجود آمدن بيت الاحزان سخن به ميان آمده، خصال شيخ صدوق( ره) مي‌باشد كه آن محدث بزرگ، در ضمن روايتي با اسناد از امام صادق(ع) نقل مي‌كند: "و اما فاطمة فبكت علي رسول الله حتي تأذّي بها اهل المدينة فقالوا لها قد آذيتنا بكثرة بكائك فكانت تخرج الي المقابر... "۱

صريح تر و روشن تر از روايت صدوق، گفتار فضّه، خادمه حضرت زهرا(س) است كه مرحوم علامه مجلسي در ضمن بيان جريان مفصل شهادت آن حضرت از زبان فضه، چنين نقل مي‌كند كه: "ثم انه بني لها بيتاً في البقيع نازهاً عن المدينه "۲

"اميرمؤمنان(ع) براي فاطمه، در بقيع و در خارج مدينه، خيمه‌اي به پا داشت كه آن حضرت به همراه حسنَين به آنجا مي‌آمد و پس از گريه طولاني به خانه‌اش مراجعت مي‌نمود ".

توضيح اينكه: به طوريكه در كتب لغت آمده است، "بيت " در لغت به معناي "محل و مسكن " است خواه به شكل چادر باشد يا خانه اي از خاك و گل؛۳ و به طوري كه در آينده نيز خواهيم ديد، اولين بيت و مسكني كه براي فاطمه زهرا(س) در بقيع ساخته شد، به صورت چادر و خيمه بوده است.


بيت الاحزان از نظر علما و مورخان
عده اي از علماي بزرگ و شخصيت‌هاي علمي كه در تاريخ مدينه و يا درباره زيارت بقيع مطلبي نوشته‌اند، از بيت الأحزان نيز سخن گفته و وجود آن را تأييد و تثبيت نموده اند، كه نظرات چند تن از آنان را به ترتيب تاريخ زندگي آنان، مي‌آوريم:

۱. ابن شبه نميري ۱۷۳ ـ ۲۶۲
قديمي‌ترين تاريخ موجود۴ در باره مدينه منوره، تاريخ المدينه، تأليف ابوزيد عمر بن شبه النميري است. او كه يكي از شخصيّت‌هاي علمي و از فقها و محدثان مورد وثوق و از مورخان مورد اعتماد، نزد علما و دانشمندان اهل سنت است، در كتاب خود، آنجا كه آثار و قبور بقيع ـ موجودِ در زمان خودش ـ را معرفي مي‌كند، چنين مي‌نويسد: "شخص موثق و مورد اعتمادي بر من نقل نمود مسجدي كه در طرف شرقي آن به جنازه اطفال نماز خوانده مي‌شود، دراصل خيمه اي بوده براي زن سياهي به نام "رقيه "۵ كه به دستور حسين ابن علي(ع) در آنجا مي‌نشست تا از قبر فاطمه(س) مراقبت كند؛ زيرا قبر فاطمه را كسي جز همان زن نمي‌شناخت.۶

از اين گفتارِ ابن شبه كه مشهود و مسموع خود را در مورد بيت الاحزان نقل نموده است، دو مطلبِ زير به وضوح به دست مي‌آيد:

۱. بيت الاحزان در دوران حسين بن علي(ع) يعني تا سال ۶۱ هجري، مانند زمان حيات حضرت زهرا(س) به صورت خيمه و چادر و محلي، مشخص و معين بوده است و حسين بن علي(ع) بر حفظ آن عنايت و اهتمام داشته؛ به طوري كه يكي از بانوان و ارادتمندان حضرت زهرا(س) را مأموريت داده است، در اين بيت و خيمه كه يادآورِ دورانِ حساس زندگي مادر بزرگوارش بوده، اقامت نموده و از آنجا حراست و نگهباني كند و لابد براساس همين ديد و اهتمام و به پيروي از روش آن حضرت، افرادي از اهل بيتِ عصمت پس از آن حضرت نيز همين روش را ادامه داده و خيمه را به ساختمان مبدّل نموده اند.

۲. بيت الاحزان پس از اين دوران و در اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم، داراي ساختمان بوده كه ابن شبه را وادار نموده است كمّ و كيف و انگيزه به وجود آمدن اين ساختمان را از افراد خبير و مطلع جويا شود و يكي از افراد مطلع و مورد وثوق نيز تا آنجا كه در اين مورد اطلاع داشته با وي در ميان گذاشته است، و سابقه آنجا را كه زماني به صورت خيمه بوده، بازگو نموده است. اما اين خيمه دقيقاً در چه تاريخي و به وسيله چه كسي به ساختمان تبديل شده، معلوم نيست.

توجيه متناقض
اما مطلب ديگري كه ذيل اين گفتار آمده است، اقامت آن زن در ميان بيت الاحزان براي حفظ و مراقبت قبر حضرت زهرا(س) بوده است، تعليلي است از سوي خودِ وي و توجيهي است متناقض و غير قابل قبول؛ زيرا: اولاً خودِ ابن شبه در اين كتاب، مانند عدّه ديگري از مورخان مي‌گويد كه علي بن ابي طالب(ع) پيكر مطهر حضرت زهرا(س) را شبانه و در داخل منزل خود دفن نمود؛ بنابراين، مراقبت از قبر آن حضرت در بقيع مفهومي ندارد. و ثانياً اگر قبر آن حضرت در بقيع واقع بوده و كسي به جز "رقيه " آن را نمي‌شناخته، باز هم مراقبت از قبرِ مجهول، معنا و مفهومي ندارد.

به هرحال با توجه به شرايط خاص و حساس آن روز، ابهام در پاسداري از بيت الاحزان و توجيهات مختلف در اقامت يك زن در داخل آن، مستبعد نيست.

۲. فتواي امام غزالي بر استحباب خواندن نماز در بيت الاحزان
امام ابومحمد غزالي (۴۵۰ ـ ۵۰۵) كه يكي از شخصيت‌هاي معروف و از علما و دانشمندان اهل سنت است، در ضمن بيان وظايف زايران مدينه منوره و كساني كه به زيارت بقيع مشرف مي‌شوند، مي‌گويد: "مستحب است كه زائران، هر روز صبح، پس از زيارت قبر حضرت رسول(ص)در بقيع حضور به هم رسانند و قبور پيشوايان ديني و صحابه را كه آنجا مدفون هستند زيارت كنند ". سپس مي‌گويد: "و مستحب است در مسجد فاطمه(س) نيز نماز بخوانند ".۷

۳. ابن جبير، جهانگرد معروف و دانشمند اسلامي (۵۴۰ ـ ۶۱۴)
سومين كسي كه بيت الأحزان را از نزديك زيارت و در باره آن سخن گفته است، رحاله و جهانگرد معروف اسلامي، ابوالحسين احمد بن جبير اندلسي است. او كه در ماه محرم سال ۵۸۰ هـ. ق. وارد مدينه شده و بقيع را زيارت نموده است، مي‌گويد: "و در كنار قبّه عباسيه، خانه اي قرار گرفته است كه به فاطمه دختر رسول خدا(ص) منتسب مي‌باشد، مي‌گويند اين همان خانه‌اي است كه فاطمه زهرا به آنجا مي‌آمد و در آنجا اقامت و حزن و اندوه خود را در مرگ پدر بزرگوارش ابراز مي‌نمود ".۸

۴. سمهودي ۸۴۴ ـ ۹۱۱
چهارمين شخصيت و مورخي كه وجود بيت الأحزان را تأييد و تثبيت نموده است; مقتدا و پيشواي مورخان، نورالدين علي بن احمد سمهودي مصري است; شخصيتي كه پس از وي هيچ مورخ ونويسنده اي درباره مدينه كتابي ننوشته و هيچ گوينده و خطيبي، از تاريخ مدينه سخن نگفته، مگر اينكه به گفته او استناد جسته و از كتاب "وفاءالوفا " استمداد نموده است. او مي‌گويد:

"مشهور در بيت الاحزان، همان محلي است كه به مسجد فاطمه معروف و در طرف قبله حرم (امام) حسن و (جناب) عباس واقع گرديده است "؛ آنگاه مي‌گويد: "و به عقيده من، اين بيت الأحزان در محل همان بيت و مسكني است كه علي بن ابي طالب(ع) آن را در بقيع آماده ساخت "۹. و اضافه مي‌كند كه فعلاً در ميان آن، شكل چند قبر نيز موجود است.

۵. سِر ريچار بورتون (۱۸۵۳ م= ۱۲۷۶ ق)
"سِر ريچار بورتون " يكي از جهانگردانِ غربي كه به مكه و مدينه مسافرت نموده۱۰ و در سياحتنامه خود از آثار و ابنيه حجاز و از اخلاق و رسوم مسلمانان در موسم حج و از جزئيات زندگي مردم حجاز سخن گفته است؛ از جمله حرم‌ها و گنبدها و بارگاه‌هاي موجود در بقيع را معرفي و با قلم خود ترسيم و تصوير نموده است. "بورتون " جهانگرد انگليسي است كه در سال ۱۸۵۳ ميلادي بقيع را از نزديك مشاهده نموده و در باره بيت الأحزان چنين گفته است: "در بقيع مسجد كوچكي است كه در سمت جنوبي گنبد عباس بن عبدالمطلب واقع گرديده و اين مكان را بيت الأحزان نيز مي‌نامند; زيرا فاطمه زهرا آخرين روزهاي عمر خويش را در اين محل بسر مي‌برد و براي از دست دادن پدر عزيزش نوحه سرايي مي‌نمود.۱۱

مطالبي كه از آقاي بورتون نقل شد، دليل روشني بر مشخص بودن ساختمان بيت الأحزان در زمان وي و اشتهار وجه تسميه و انگيزه ايجاد آن مي‌باشد كه يك جهانگرد انگليسي و غيرمسلمان در اندك زمان و با مختصر تماس با مسلمانان توانسته است همه اين مطالب را همانگونه كه در منابع محكم تاريخي و حديثي آمده است، دريافت و در سياحتنامه خود منعكس نمايد.

۶. فرهاد ميرزا
فرهاد ميرزا معتمدالسلطنه كه در ۱۸ ذيقعده ۱۲۹۲ هـ به زيارت بقيع نائل گرديده، پس از بيان زيارت حرم ائمه بقيع و نثار فاتحه بر قبور علما كه در كنار اين حرم مطهر واقع بودند، مي‌گويد: "از آنجا به بيت الأحزان رفتم و از آنجا به زيارت حليمه سعديه... "۱۲

بيت الاحزان در آستانه تخريب
تا اينجا همراه با تاريخ بيت الأحزان از بدو پيدايش آن، تا اواخر قرن سيزده (۱۲۹۲)، قرن به قرن حركت نموديم. اينك در قرن چهاردهم هجري و در آستانه تخريب بيت الأحزان كه در سال ۱۳۴۴ هـ واقع گرديده است، قرار گرفته ايم. در اين برهه محدود و مدت كمتر از نيم قرن، از ميان ميليون‌ها زائر بيت الأحزان، تعدادي از علماي برجسته و نويسندگان را مي‌بينيم كه در تأليفات خود از بيت الأحزان سخن به ميان آورده و از اين بناي تاريخي و اثر فراموش نشدني ياد نموده‌اند، از جمله:

۱. ابراهيم رفعت پاشا: نويسنده و اميرالحاج مصري است كه براي آخرين بار در سال ۱۳۲۵ هـ بقيع را زيارت كرده و مشاهدات خود را در باره بيت الأحزان چنين نقل مي‌كند: "در بقيع، گنبد ديگري نيز وجود دارد كه "قبة الحزن " ناميده مي‌شود و مي‌گويند كه اين گنبد در بالاي همان محل ساخته شده است كه فاطمه(س) پس از رسول خدا(ص) به آنجا مي‌آمده و حزن و اندوه خود را ابراز مي‌نموده است، سپس مي‌گويد در بقيع گنبدهاي زيادي بود كه وهابي‌ها از بين برده اند ".۱۳

۲. حاج سيد احمد هدايتي: يكي ديگر از كساني كه در آستانه تخريب بيت الأحزان و پنج سال قبل از اين حادثه تأسف بار، بيت الأحزان را زيارت نموده و در سفرنامه خود به نام "خاطرات مكه " منعكس نموده است، مرحوم حاج سيد احمد هدايتي يكي از سادات مكرّم و از اولاد محترم رسول اكرم(ص) است كه وي ضمن بيان موارد و نقاط مختلفي كه حضرت زهرا(س) را زيارت نموده است، مي‌گويد: "پنجم در بيت الأحزان كه در قبرستان بقيع واقع است ".۱۴

۳. سيد شرف الدين(۱۲۹۰ ـ ۱۳۷۷): مرحوم علاّمه، سيد عبدالحسين شرف الدين، سومين كسي است كه بيت الأحزان را پنج سال قبل از تخريب، زيارت و به تناسب بحثي در كتاب خود "النص و الاجتهاد " به اين مطلب تصريح نموده است كه گفتار او را به عنوان "ختامه مسك " مي‌آوريم: "... سپس علي بن ابي طالب در بقيع محلي را آماده ساخت كه فاطمه زهرا براي گريه كردن، به آنجا مي‌آمد و بيت الأحزان ناميده مي‌شد و شيعيان در طول تاريخ اين بيت را همانند مشاهد و حرم‌هاي مقدس زيارت مي‌نمودند تا اينكه در اين ايّام كه سال ۱۳۴۴ هـ است، ملك عبدالعزيز بر سرزمين حجاز مسلط و با دستور وي بر اساس پيروي اش از وهابيگري، منهدم گرديد و در سال ۱۳۳۹ هجري كه خداوند توفيق سفر حج و زيارتِ پيامبر و مشاهد اهل بيتش در بقيع را بر من عنايت فرمود، بيت الاحزان را زيارت كردم ".۱۵


خلاصه و نتيجه
اين اجمالي بود از تاريخ بيت الأحزان و طبعاً كساني كه داراي فراغت كافي و دسترسي به منابع بيشتري دارند، مي‌توانند مطالب ارزنده و نكات جالب‌تري در اختيار علاقه مندان قرار دهند. و اينك مطالب گذشته را به صورت چند نكته خلاصه و نتيجه گيري مي‌كنيم:

۱. بيت الأحزان، از دوران حيات حضرت زهرا(س) تا سال ۱۳۴۴ هـ ، محلي بوده است مشخص و معيّن كه شيعيان با پيروي از روش حسين بن علي(ع) در طول تاريخ به اين بيت اهميت خاصي قائل بوده و آنجا را همانند ساير مشاهد و حرم‌ها زيارت و در آنجا به نماز و عبادت مي‌پرداختند و حتي امام غزالي اهل سنت نيز به نماز خواندن در اين محل تشويق و توصيه نموده است.

۲. بيت الأحزان در زمان حسين بن علي(ع) داراي چادر و خيمه بوده و سپس به ساختمان مبدل گرديده است كه هنگام تخريب داراي گنبد بوده است.

۳. بيت الأحزان در اصطلاح عامه، گاهي به "مسجد فاطمه " و گاهي با هر دو نام و گاهي نيز به "قبة الحزن " ناميده شده و طبعاً نويسندگان نيز از هر سه نام مصطلح، استفاده نموده اند، ولي آنچه مسلم است بيت الأحزان هيچگاه به عنوان يك مسجد واقعي شناخته نشده است و وجود چند قبر در داخل آن كه سمهودي اشاره نموده، دليل و مؤيد اين معنا است. مؤيد ديگر اينكه: در تأليفات مدينه شناسان، مانند "اخبار مدينه " ابن نجّار(متوفاي ۶۴۳ هـ)، و "وفاءالوفا " سمهودي(متوفاي ۹۱۱ هـ)، و "عمدة الاخبار " احمد بن عبدالحميد عباسي، (متوفاي قرن دهم هجري) كه همه مساجد موجود در داخل و خارج مدينه را معرفي نموده اند، از مسجدي به نام مسجد فاطمه ذكري به ميان نيامده است.

۴. نكته مهم اينكه: بنابر مضمون روايات، بيت الأحزان، در داخل بقيع بوده و همه مورخان بدون استثنا بر همين معنا تصريح و اضافه مي‌كنند كه در سمت جنوبي و در مجاورت حرم ائمه اهل بيت(عليهم السلام) قرار داشته است. بنابراين محلي كه در سال‌هاي اخير در خارجِ بقيع، به نام بيت الأحزان معروف گرديده، با واقعيات تطبيق نمي‌كند و منابع حديثي و تاريخي آن را تأييد نمي‌نمايد. در ملاقات‌هاي مكرري كه با آقاي عمروي شيخ العلماي حجاز در سال‌هاي ۵۲ ـ ۵۵ شمسي در مدينه منوره داشتم، به همين معنا تأكيد و محل فعلي را موضوعي بي اساس و عملي عوامانه معرفي مي‌نمودند.

پي‌نوشت‌ها:
۱ . خصال ابواب الخمسه ـ وسائل الشيعه، ج ۲ ، ص ۹۲۲ ، باب ۸۷ از ابواب دفن.
۲ . بحارالانوار، ج ۴۳ ، ص ۱۷۷.
۳ . البيت المسكن سواء كان من شعر او مدر ـ اقرب الموارد.
۴ . قديمي تر از اين كتاب، تاريخ المدينة ابن زباله است كه وي در سال ۱۹۹ در قيد حيات بوده و در كتاب‌هائي كه تا قرن دهم در تاريخ مدينه تأليف گرديده، از جمله در وفاءالوفا، از تاريخ ابن زباله مطالب فراوان نقل شده است ولي متأسفانه از اين كتاب در قرن‌هاي اخير خبري نيست.
۵ . ابن حجر عسقلاني (در اصابة) ج ۳ ، ص ۳۰۵ با استناد به همين مطلب اين بانو را نيز در رديف ساير زنان، يكي از صحابه رسول خدا معرفي نموده است.
۶ . تـاريـخ المدينه ج ۱ ، ص ۱۰۶.
۷ . احياءالعلوم، ج ۱ ، ص ۲۶۰.
۸ . رحله ابن جبير، صفحه ۱۹۶.
۹ . وفاءالوفا، ج ۳ ، ص ۹۱۸.
۱۰ . در طول تاريخ تعداد زيادي از جهانگردان غربي در قيافه مسلمانان و در زي حجاج وارد مكه و مدينه گرديده اند و اكثر آنان نيز كه از نويسندگان بوده اند، توانسته اند مشاهدات و برداشت‌هاي خود را به صورت كتاب و سفرنامه در اختيار ديگران قرار دهند، گرچه بعضي از اين نوشته‌ها و برداشت‌ها توأم با مطالب خلاف واقع و نادرست و همراه با اغراض و تعصّب است، ولي در عين حال، مي‌توان مطالب و نكات ارزشمند و پربها نيز از آنها بدست آورد كه يكي از جهانگردان همان "ريچارد بورتون " انگليسي است كه در سال ۱۸۵۳ ميلادي به صورت يك مسلمان افغاني به نام "عبدالله " به مكه و مدينه مسافرت كرده و در تمام مراسم حج شركت و از همه اماكن و بقاع متبرّكه ديدن نموده و به همه جزئيات پرداخته است و سفرنامه خود را در دو جلد بزرگ منتشر ساخته است. موسوعة العتبات المقدسه، ج ۳، ص ۲۶۰.
۱۱ . موسوعة العتبات المقدسه، ج ۳، ص ۲۸۵.
۱۲ . هداية السبيل، ص ۱۴۱.
۱۳ . مرآت الحرمين، ج ۱ ، ص ۴۲۶.
۱۴ . خاطرات مكه، ص ۱۲۹.
۱۵ . النص والاجتهاد، باتحقيق ابومجتبي، ص ۳۰۲.

منبع: سايت معارف اسلامي
نويسنده: آيت الله محمد صادق نجمي