هفتهای دیگر میآید و صفحهای دیگر ورق میخورد و چشم ما هم چنان منتظر است و ما همچنان در صف انتظار که بلند است و جاودان، ایستادهایم،
ایستاده ایم بلکه چشمهایمان به جمال پرنور و منور کسی روشن شود که رنگ و رویش خدایی است و سیماییاش الهی است و مرامش آسمانی است و روشش ملکوتی
و ما همچنان میایستیم به این امید که روز موعود فرا رسد و عشق معنا شود و حقیقت دیده شود و خورشید شناخته شود و انسانیت دیده شود و عدالت برقرار شود و همگان هدایت شوند و هدایت شدگان به آرزویشان برسند و آرزویی نباشد که برآورده نشده باشد و آرزوهای برآورده نشده، آرزوهای اهریمنی باشد و بس.
هفتهای دیگر از راه رسید، هفتهای که باید دوباره انتظار را مزه مزه کرد و خود را سنجید و فردا را دید و پسفرداهای دور را ترسیم کرد و دل به آینده روشن بست و خود را به اهریمن نابکار نفروخت و جهان را برای دیگران خواست و دیگران را برای خود نخواست و خود را وقف دیگران کرد و دیگران را دوست داشت و ... .
هفتهای نو آمده است، هفتهای که انتظار به اوج خود رسیده است، هفتهای که هفت روز در آن گنجانده شده، ولی برای ما منتظران بیقرار سرمست و ناشکیبا قرنی است، قرنی سرشار از دلهره و هراسهای رنگارنگ و ترسناک.
کد مطلب: 24777
|