به گزارش آینده روشن، امير دژاكام، كارگردان تئاتر باران، در گفتوگو با ايكنا گفت: با توجه به اينكه نمیتوانيم تعريف مشخصی از عدالت داشته باشيم، ترجيح داديم در اين اثر به دنبال تعريف عدالت نباشيم بلكه آن نگاه رحمانی را جلوه دهيم و اگر میبينيد كه حرفهای جوان، بيشتر به دل مینشيند به دليل رحمانی بودن آن است و اينكه از سر محبت به زبان میآيد.
وی افزود: در نمايش به اين نكته توجه میشود كه هم اجرای عدالت و هم تعريف آن سخت است اما چيزی كه در كنار اين مفهوم میتواند به ما كمك كند، «محبت به يكديگر» و نيز «پناه بردن به رحمت خداوند» است و اينكه اگر میخواهيم به چيزهای زيادی دست پيدا كنيم و در پناه و سايه رحمت خداوند، در كنار هم زندگی كنيم، چارهاش همين محبت و رحمت است.
دژاكام گفت: از آنجا كه عدالت مفهومی است كه بين مردم با يكديگر و مردم با امرا و حاكمان وجود دارد، كمتر میتوان آن را جدا از مفهوم اجتماعیاش بررسی كرد و طبيعتا در اثر هم اشاراتی به شرايط اجتماعی كه در طول تاريخ اتفاق افتاده، وجود دارد.
وی اظهار كرد: در نمايش من مورخ و فيلسوف نماينده روشنفكری نيستند، بلكه نشانه علم هستند و بيان اين مطلب كه اگر بدون در نظر گرفتن مفهوم محبت و رحمت بخواهيم به مسائل نگاه كنيم، دچار مشكل میشويم. لذا در كنار مفهوم عدالت و اجرای آن كه بسيار سخت و غامض است، ما به رحمت و محبت نياز داريم و كاش همه در حالي كه به سمت اجرای عدالت حركت میكنيم، آن نگاه رحمانی را هم فراموش نكنيم.
كارگردان تئاتر «باران» با اشاره به شخصيتهای «جوان»، «مورخ» و «فيلسوف» در اين نمايش گفت: فيلسوف و مورخ در نمايشنامه دارای اشكالاتی هستند كه يكی از آنها در نظر نگرفتن واقعيتهای زندگی است و اتفاقا آن پسر جوان و بيابانی مفاهيمی مثل گذشت، امانتداری، وفاداری، تواضع، ايثار، پناه بردن به خداوند رحمان و رحيم و ساير واقعيتهايی از اين دست را كه در ميان توده مردم به راحتی وجود دارد، به آنها میآموزد اما فيلسوف و مورخ آن قدر درگير علم شدهاند كه از واقعيت زندگی دور ماندهاند و در اين مسير به جای آنكه فيلسوف و مورخ معلم اين جوان باشند، برعكس میشود و در پايان نمايش هم وقتی فيلسوف از دنيا میرود، ديالوگهای جوان را به زبان میآورد.
وی افزود: «مورخ» و فيلسوف» در اين نمايش انگيزههای درستی مانند رهايی از ظلم، رسيدن به محبت، صداقت، درستی و پاكی دارند اما دانش آنها در يك فضای مجرد قرار دارد، شرايط مكان و زمان برای آن در نظر گرفته میشود و در اين حالت است كه به نظر من چنين دانشی نمیتواند مفيد باشد.
دژاكام با بيان اينكه دانش بايد در واقعيت زندگی آدمها تغييری ايجاد كند، اظهار كرد: اشكال اين دو فرهيخته اين است كه دانش آنها به دليل تجرد آن از زندگی و درنظر نگرفتن زندگی در كنار اين دانش و در كنار هم قرار ندادن آنها، اين سفر آخر به كشتزاری تبديل میشود كه با كمك جوان ساده و بی غل و غشی، حقيقت در آن بدست میآيد.
وی با اشاره به صحنه پايانی نمايش گفت: زماني كه اين جوان گوشش را به روی زمين میگذارد و دنبال كاريز میگردد، نشان می دهد اين جوان هم دانش دارد و هم فلسفه و هر دوی اينها با زندگیاش مطابقت دارد و میگويد اينجا خشكيده يا آباد، جايی است كه ما درآن زندگی میكنيم و جايی است كه ما بايد آن را آباد كنيم و كسی قرار نيست به ما كمك كند و دانش آن جوان كه با آن زندگی كرده باعث نجات آنها میشود.
كارگردان تئاتر «باران» با اشاره به اجرای اين نمايش در جشنواره «عدالت و اميد» و نسبت اين اثر با عدالت و اميد غايی كه با ظهور منجی محقق میشود، گفت: «باران» كه نام اين نمايش نيز است، در قرائتهای دينی و مذهبی ما نشانه حضرت قائم است و يكی از كناياتی است كه حضرت مهدی (ع) را با آن مینامند. همچنين اميدی در سرتاسر اثر وجود دارد كه برمبنای كار و كوشش و تلاش و مبارزه در سختیها است.
نمايش «باران» به نويسندگی هادی حوری و كارگردانی امير دژاكام، داستان مورخ و فيلسوفی است كه بعد از سالها تلاش برای به دست آوردن دانش، به شهر خود باز میگردد تا عدالت را ميان مردم ديار خود ايجاد كنند. آنها در اين سفر به بيابانی رسيده و جوانی را به عنوان راهنما با خود دارند اما در اين راه با وقايعی روبرو میشوند.
اين نمايش با بازی داريوش مؤدبيان و حسين محباهری ساعت 19:30 در فرهنگسرای نياوران به روی صحنه میرود.