داخلی     يادداشت     هنر و رسانه
به دنبال قاصد
  قاصدی می خواهم که مرا یک دم رها نسازد و همواره مرا به خود آورد و مرا تا اوج آسمان ها ببرد و نخواهد که من زمینی باشم و پایم روی زمین باشد و آرزوهای دور و دراز بلای جانم گردد و پیر آرزوها شوم.
گزارشگر : هدایت هنرمند
Share/Save/Bookmark
جمعه ۱۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۳۴
کد مطلب : 33299
به دنبال قاصد

در به در، این سو و آن سو می روم تا قاصد خوش خبری بیابم که مرا به نام صدا بزند و مرا از این سرگشتگی های بسیار و امیدهای واهی برهاند، قاصدی که دلم را جوان سازد و امید را دلم شکوفا سازد،

قاصدی که مرا به خودم بیاورد و تا فردای روشن، همراهی ام کند، قاصدی که مرا از گذشته های رفته بر باد نترساند. من به دنبال قاصدی هستم که مرا به خودم نزدیک کند، قاصدی که بخواند آزادی را و زمزمه کند رهایی را و فریاد بزند قیام را و هفت ستون تن ستم کاران را با بانگ آسمانی اش بلرزاند.

قاصدی که مرا یک دم رها نسازد و همواره مرا به خود آورد و مرا تا اوج آسمان ها ببرد و نخواهد که من زمینی باشم و پایم روی زمین باشد و آرزوهای دور و دراز بلای جانم گردد و پیر آرزوها شوم و به هیچ یک از آرزوها نرسم و با نام دنیا بر لب، از دنیا بروم.

قاصدی می خواهم که دستم را بگیرد و مرا به آزاد اندیشان جهان برساند و ما آزاد اندیشان را رهبری کند که به مقصود برسیم و از مقصد بگوییم و بارها از مبدا یاد، و راه و نشانه ها را حفظ کنیم، مبادا یادمان برود که چه می خواستیم و چه بودیم، چه باید بخواهیم و چه باید بطلبیم و چه باید به دیگران ببخشیم و چه کنیم با گره های کور و فروبسته بشر، بشر خسته و درمانده از راه های بی برگشت و هدف.

من قاصدی می خواهم که برای نجات من مشتاق باشد و برای رهایی من بکوشد و در پیکار با اهریمن، لحظه ای به خستگی فرصت جولان ندهد و به ناامیدی دمی، مهلت ظهور و بروز ندهد.

من قاصدی می خواهم که فردا را برایم نزدیک سازد و لحظه ها را برایم شکوفا گرداند و مرا از گرداب گمراهی برهاند و دنیا را دوباره برایم تفسیر کند و همواره از آن جهان بگوید که رنگارنگ است.