داخلی     يادداشت     هنر و رسانه
آی تقویم ها
  آی چه قدر آینه است و چه قدر تماشا نایاب، چه قدر امید گران است و چه قدر ناامیدی ارزان، چقدر امید جعلی بسیار است و چه قدر ناامیدی مرغوب فراوان! آی که چه قدر انسان بودن، هزینه دارد و چه کنیم با این هزینه های سنگین وقتی نمی توانی از پس آن بر بیاییم؟
گزارشگر : هدایت هنرمند
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۱۰ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۳۲
کد مطلب : 33441
آی تقویم ها
آی تقویم ها که ورق ورق تان، پر از انتظارهای کوچ و بزرگ است، ای زمان که می گذری، ولی به چشم نمی آید گذشتنت، 

ای لحظه ها که نرم و آهسته می آید و نرم و آهسته می روید، ولی بر روی دوش انسان منتظر، بار سنگین انتظار را می افزاید.

ای انسان که روزها را می بینی که چگونه می گذرد و گرد پیری را می بینی که چگونه بر قامتت می نشیند و پنجره ها را می بینی که چگونه اسیر دست توفان است و راه ها را می بینی که در سیطره غبارها هستند و دشت ها را می بینی که سبزی شان را قرض گرفته اند و بیایان ها را می بینی که از خست،
 
بذری را در دل خود راه نمی دهند، مرگ را می بینی که داس به دست، همواره بیدار است و جان ها را می بینی که روز به روز ارزان می شود،

ای انسان که نمی دانی در دفتر خاطرات کدام خاطره شیرین و شاد را بنویسی و نمی دانی باید برای رسیدن از کدام راه بروی و نمی دانی که همراه و هم پا نمونه یافت نمی شود و همه بازیگرانی بیش نیستند در صحنه زندگی، 

ای انسانی که تنهایی و تنهایت را می بینی و به رو نمی آوری و خودت را به راهی می زنی که از یاد ببری تنهایت را، ای انسانی که... .

آی چه قدر در این روزگار سخت و طاقت فرسا، انسان بودن دشوار است و اهریمنی زیستن، آسان.