داخلی     يادداشت     هنر و رسانه
ما منتظر بهار جاوادنه هستیم
  ما منتظر بهاری هستیم که بیاید و نرود، بهاری که ما را در آغوش بگیرد و از پایان دشواری های زمستان بگوید.
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۸ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۷
کد مطلب : 33387
ما منتظر بهار جاوادنه هستیم
ما چه قدر در انتظار لحظه ای هستیم که به خودمان برسیم و یگانه راه رهایی را بیابیم و بتوانیم روی پای خودمان بایستیم و با صدای بلند به هر آن کس که تو را نمی خواهد، «نه» بگوییم و اجازه ندهیم، شیطان راه تو را از نظرها بپوشاند.

ما منتظر لحظه ای هستیم که خود را در برابر آینه ای ببینیم که عیب های مان را بی تعارف به ما نشان دهند و ما را به سوی روشنایی های پایدار برساند و بتوانیم به پیمان روز ازل مان نظر کنیم، پیمانی که ما را احیا کرد.

ما منتظر لحظه ای هستیم که غم ها از درون فرو بپاشد و شادیی ماندگار، سوی ما بال بگشاید و پنجره های خوش بختی رو به ما باز شوند و پروانه های مشتاق گل، ما را با خود همراه سازند و گل های گلستان، به امید خیزش ما به رویش بهارانه سلامی دوباره کنند. 

ما منتظر بهاری هستیم که بیاید و نرود، بهاری که ما را در آغوش بگیرد و از پایان دشواری های زمستان بگوید، ما منتظر بهاری هستیم که با سلام بیاید و خداحافظی بر لب نداشته باشد، ما منتظر توایم، تویی که آمدنت حتمی است و هدفت، آرزوی ماست. 

ما منتظر توایم، ای یگانه یار خدا، ای بهترین بنده خدا، ای منجی خوب ما، ما منتظر توایم که چراغ خانه مان را روشن کنی، 

منتظر تویی که می خواهی در خانه ها، روشنی حرف نخست را بزند و شهرها در محاصره جنگل ها باشد، تویی که می خواهی ما را با خودمان آشنا سازی،
 
مایی که یادمان رفته ناممان چه بود و زاده گاه مان کجا بود و شهر یارمان کجا بود و مقصدمان کجا بود و راه مان چه بود و هدف مان چه بود و... مایی که نمی دانیم که هستیم و برای چه هستیم.