داخلی     گفتگو     انديشه
در گفتگو با حجت الاسلام قاسم خانجانی مطرح شد:
امام حسن عسکري(ع) و تثبيت امامت حضرت مهدي(عج)
به مناسبت شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع)
  امام حسن عسکري(ع) با توجه به دوران کوتاه امامت خويش، تأثيرهاي بسياري در انسجام و تداوم شيعيان داشت و با توجه به وجود فرقه هاي موهوم در عصر آن حضرت، ايشان تثبيت کننده نظام شيعي و امامت مهدي موعود(عج) بود.
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۵
کد مطلب : 32819
امام حسن عسکري(ع) و تثبيت امامت حضرت مهدي(عج)
به گزارش آینده روشن، همزمان با فرا رسيدن شهادت پيشواي يازدهم حضرت امام حسن عسکري(ع)، اوضاع متفاوت عصر آن حضرت را در گفتگو با حجة الاسلام قاسم خانجاني، استاد دانشگاه هاي اميرکبير و علوم پزشکي ايران و دانشکده باقرالعلوم(ع)، بررسي کرده ايم که در ادامه مي خوانيد.

* دوران امامت امام حسن عسکري(ع) يکي از دشوارترين ادوار امامت ائمه(ع) است. مورخان فشار سياسي دوران ايشان را بيش از ساير امامان معصوم(ع) گزارش نموده و يکي از مهمترين اين اتفاقات را شکل گيري نظام تشيع معترض به دستگاه خلافت عباسي ذکر کرده اند. به عنوان شروع بحث، نگاه مختصري به عصر امام حسن عسکري(ع) داشته باشيد.

** در حقيقت، علت اين اعمال فشارها را بايد از يکي دو امام قبل تر به بررسي گذاشت. خلفاي عباسي از دوران امام جواد(ع) به اين طرف، به اين نتيجه رسيدند که تنها با تحت نظر قرار دادن ائمه(ع) مي توان آنها را کنترل کرد. هر چند امامان معصوم(ع) حتي تحت اعمال فشارهاي شديد عباسيان باز هم وظيفه هدايت مردم را عهده دار بودند، اما خليفه وقت عصر امام حسن عسکري(ع) از اين اعمال فشارهاي شديد عليه ايشان دو هدف را دنبال مي کرد، نخست اينکه امام حسن عسکري(ع) نتواند با شيعيان ارتباط برقرار کند و به نوعي رشته هدايت قطع شود. دوم، بر اساس روايات دقيق ديني، آن زمان خيلي از مردم و بخصوص خلفاي جور مي دانستند که از نسل امام حسن عسکري(ع) فرزندي به دنيا مي آيد که قيام مي کند و در حالي که جهان را ظلم فراگرفته، ظهور مي کند. پس از مدتي در تلاش بودند که از به دنيا آمدن فرزند ايشان جلوگيري کنند. به همين دليل، ايشان را در محله اي نظامي و جايي شبيه پادگان که به عربي «عسکر» مي گويند، تحت نظر قرار داده و زندگي خصوصي و روابط ايشان را تحت کنترل شديد قرار دادند، غافل از اين که امر خداوند محقق شد و مهدي(ع) متولد شد و عباسيان به اهدافشان نرسيدند.

* بي شک، نمي توان نقش امام حسن عسکري(ع) را در شکل گيري نظام شيعي در دوره خويش ناديده گرفت. اگر ممکن است در اين زمينه بيشتر توضيح دهيد.

** نقش حساس امام حسن عسکري(ع) در شکل گيري نظام تشيع بر کسي پوشيده نيست و آن حضرت با وجود محدوديتها، از همان فرصتهاي کوتاه براي ارتباط استفاده و عملاً فعاليتهاي علمي، سياسي، اجتماعي و هدايت شيعيان را دنبال مي کرد. حتماً مي دانيد که پس از واقعه کربلا، قيامهاي مسلحانه و درگيريهاي نظامي مانند برخي از قيامهاي علويان صورت گرفت، اما به نتيجه نرسيد.

تعدادي از اين قيامها يا در نطفه خفه شد و يا مجال بروز پيدا نکرد و اگر هم بروز کرد، در مدت محدودي صورت گرفت و بعد هم طي يک درگيري نظامي با خليفه وقت و حکم جور، قيام کننده و يارانش از بين مي رفتند؛ لذا ائمه(ع) به هيچ وجه با قيام مسلحانه موافق نبودند. با اين مقدمه، به اين نتيجه مي رسيم که امام حسن عسکري(ع) شروع کننده قيام مسلحانه نبود. هر چند در دوران ايشان قيامهاي بسياري ثبت شده است، که به دو دسته تقسيم مي شوند، دسته اول قيامهاي علويان است که با نيتهاي خير و صداقت انجام گرفت؛ اما چون از پشتوانه قوي و نيروهاي کارآمد نظامي برخوردار نبود، به شکست منجر شد. دسته دوم، شورشهايي بود مثل شورش صاحب الزنج که در منابع تاريخي فارس به شورش زلزيان معروف است و ارتباطي هم به علويان و امام حسن عسکري(ع) ندارد. هر چند صاحب الزنج خودش را به علويان نسبت مي داد. اما صاحب الزنج از نظر اعتقادي داراي عقايد خوارج بود و در نهايت طي يک شورش ۱۴ الي ۱۵ ساله کشته شد.

وقتي از امام حسن عسکري(ع) در مورد صاحب الزنج پرسيدند، ايشان به صراحت اعلام کرد که صاحب الزنج از ما نيست. بدين ترتيب مي توان به تلاشهاي ويژه پيشواي يازدهم در خصوص انسجام تشيع و مبارزه با انحرافات پي برد.

* آقاي خانجاني! امام حسن عسکري(ع) در زمان امامت کوتاه خود، ارتباطهاي زيادي با شيعيان داشت که در اين راستا شبکه هاي ارتباطي وسيعي را طرح ريزي کرده بود. با توجه به اينکه شيعيان در دوران ايشان پراکنده بودند، حضرت براي ارتباط با آنها چه شيوه هايي داشت؟

** اين شيوه هاي ارتباطي بايد در چند محور بررسي شود؛ اول بحث ارسال نامه ها و رساله هايي است که در تاريخ هم ثبت شده و ما نمونه هايي از اين دست داريم. در برخي منابع مثل «مناقب» ابن شهر آشوب نمونه هايي از اين نامه ها، رساله ها و پاسخگويي به يکسري مسايل و احکام شرعي و ضروري مورد نياز مردم که برخي از شيعيان بودند و علماي شيعه، موجود است.

بخش ديگر، سخنان و مواعظ امام حسن عسکري(ع) است و از آنجا که کنترل در آن دوران بسيار شديد بود، شيعيان در هر شرايطي هر سخن و موعظه اي را از ايشان مي شنيدند، در کتابها ثبت مي کردند که در منابعي مثل تحف العقول، بحارالانوار و... نمونه هاي آن ثبت شده است. محور ديگر شيوه هاي ارتباطي امام حسن عسکري(ع) است که اهميت بسياري داشت فعاليت حضرت و مبارزه ايشان با عقايد انحرافي و راهنمايي برخي از شاگرداني بود که استادان آنها مسائل علمي به ظاهر بغرنجي را مطرح مي کردند، مثل تناقض قرآن يا شک و ترديد نماز باران و... که حضرت به اين سؤالها و شبهه ها پاسخ مي گفت و برخي افراد را آموزش مي داد تا با استادانشان در اين زمينه محاجه کنند و پاسخ صحيح را به آنها بدهند. در زمان امام حسن عسکري(ع) فرقه هاي انحرافي مثل صوفيه، مباحثه و يا مفوضه که عقايد خاصي داشتند، وجود داشت که عقايد انحرافي را ترويج مي دادند.

از آنجا که ممکن بود برخي از آنها مورد توجه مردم واقع شوند، وقتي اين مسائل به امام عرضه مي شد،ايشان به صراحت موضع مي گرفت و آنها را فرقه هاي باطل و انحرافي معرفي مي کرد و شيعيان را از نزديک شدن به آنها منع مي نمود. از نقطه نظر سياسي هم يک محور اهميت داشت و آن بحث ارتباط از طريق برخي از وکلا با شيعيان بود، بخصوص از ديدگاه اقتصادي که اين مسأله هم براي خلفاي وقت اهميت بسياري داشت که شيعيان هيچ ارتباط مالي با امام حسن عسکري(ع) نداشته باشند. اما در مقابل، مي بينيم که در قالبهاي مختلف اين کار صورت مي گرفت و برخي افراد با عنوان تجارت و کسب و کار، ارتباط مالي و اقتصادي مردم را با امام برقرار مي کردند، کمکها و وجوهات را از مردم به حضرت مي رساندند و باز کمکهاي مالي امام را به برخي علويان نيازمند ارسال مي کردند. اين مسأله هم در منابعي مثل «کشف الغمه» آمده است.

* شما اشاره کرديد به برخي از فرقه هاي انحرافي دوران امام حسن عسکري(ع) اما شيوه مبارزه آن حضرت علاوه بر مواردي که ذکر کرديد، چه موارد ديگري بود؟

** از آنجا که حضرت امام(ع) در آن زمان حضور محسوس و روشني نبود، اما هر از گاهي وقتي اخباري از ناحيه شيعيان به ايشان در اين زمينه مي رسيد و برخي ممکن بود به دليل عدم دسترسي به حضرت اين عقايد انحرافي را قبول کنند، آن حضرت با صراحت موضع مي گرفت و به شيعيان تأکيد مي کرد که جز ارتباط با امام معصوم(ع) و تحت هدايت امام معصوم(ع) زندگي کردن، هيچ گروه و فرقه اي مورد تأييد نيست و در حقيقت تکليف شيعيان را از اين بابت روشن مي کردند و براي ايشان تفاوتي نداشت که اين گروه فرقه صوفيه باشد که عقايد امامان را قبول ندارد و يا واقفيه که برخي از امامان را تا حضرت کاظم(ع) قبول داشتند و يا مفوضه که عقيده داشتند نبايد وارد ميدان مبارزه و اعتراض با حاکمان و خلفاي جور شد. اين صراحت امام حسن عسکري(ع) در رابطه با دروغگويي آنها، کمک مي کرد شيعيان دچار انحراف نشوند و اين بهترين راه مبارزه با اين فرقه ها بود.

* اما تاريخ در خصوص جنبشهاي ضد سلطه چه برکاتي را از حضرت امام حسن عسکري(ع) نقل مي کند؟

** از مهمترين آثار حرکتهاي ضد سلطه امام حسن عسکري(ع)، تثبيت امامت حضرت مهدي(ع) بود؛ يعني اگر مخالفتهاي ايشان با جنبشها و شورشهاي انحرافي نبود، شايد بحث تثبيت امام عصر(ع) دچار تزلزل مي شد. اما روشنگريهاي امام حسن عسکري(ع) در مورد اين فرق انحرافي، زمينه را براي پذيرش امامت امام عصر(ع) از ناحيه شيعيان آماده کرد و با توجه به اينکه بسياري از شيعيان حضرت مهدي(ع) را نديده بودند و مسجدها هم به دليل غيبت صغري و کبري نديدند، مگر عده اي از خادمان و نزديکان آن حضرت که مهدي(ع) را در کودکي ديده بودند، اما امام حسن عسکري(ع) زمينه تثبيت امام مهدي موعود(ع) را با آن سن کم در ميان مردم و شيعيان فراهم کرد.
مرجع : روزنامه قدس